|
|
|
خواب و بیدار هر چه در دنیا اتفاق می افتد یا ما را بیدار میکند و یا ما را به خواب فرو می برد .
ما هستیم که انتخاب می کنیم خوابمان ببرد یا بیدار شویم.
نوشته شده در جمعه سی ام دی 1384ساعت 12:22 توسط
یه دل کوچولو|-=-|
ایا می دانید راز شادی در چیست؟ ایا می دانید راز شادی در چیست؟
راز شادی در لبخندی است که بتواند غمگینی را تسلی دهد. راز شادی در قلبی است که به روی هر بیگانه ای گشوده باشد. راز شادی در این است که شادی دیگران را شادی خود بدانی و راز شادی در این است که معنای عشق را در بخشیدن ان بیابی نه در گرفتن ان از دیگران. راز شادی در مهر ورزیدن است.دیگران را بخشی از وجود خودت بدان. راز شادی در این است که به جای توقع کمک از دیگران تو به انها کمک کنی. راز شادی در این است که با دیگران بخندی نه به دیگران. راز شادی در این است که حرمت همه چیز و همه کس را نگه داری. راز شادی در این است که با خود صادق باشی و این صداقت را نسبت به همه همنو عانت تعمیم دهی. راز شادی در احساس حضور خداست.در همه جا و همه چیز.
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت 21:43 توسط
یه دل کوچولو|-=-|
زیبایی تا حالا برنامه ی زخم های زیبایی رو دیدین؟ این برنامه مستندی درباره ی جراحی های پلاستیک:
لاغری, بلندی قد, جراحی بینی..... در کل برنامه خیلی جالبیه . مثلا" شخصی که قد کوتاهی داشت می خواست ۱۰ سانتی متر قدش بلند تر بشه با وجود اینکه دکتر تاکید می کرد که اگر این عمل رو انجام بده به احتمال زیاد فلج می شه و حتی اگه عمل به خوبی هم انجام بشه تناسب اندام فرد به هم می خوره و اون شخص باز هم اصرار داشت که این عمل رو انجام بده؟؟!!! اخه وقتی ادم فلج باشه و اصلان نتونه راه بره و باید از ویلچر استفاده کنه ۱۰ سانتی متر قد واسه ادم می خواد چه کار بکنه؟؟ یا خانمی بود که می خواست بینیش رو عمل کنه من که اشکالی توی بینیش ندیدم. و می خواست بینی اش رو مثل فلان بازیگر عمل کنه.می گفت اینجوری موقعیت های بهتری واسه ازدوج و کار؟!! واسم پیش می یاد. اینم بگم اقایون هم تا انجا که می تونن به خودشون می رسن (اسم ما دخترا بد در رفته) می خوام بدونم ایا از نحو ه ی ارایش افراد هم در موردشون قضاوت می کنند؟ تا چه حد دوست دارن افرادی که با هاشون برخورد دارن صورتی اراسته و ارایش کرده داشته باشند؟ یادتون نره هاا اااااااااااا
نوشته شده در جمعه شانزدهم دی 1384ساعت 9:41 توسط
یه دل کوچولو|-=-|
کارنامه امسال هم مثل سالهای گذشته توانسته بود با پشتکارو شب نخوابیدنهایش از همه درس ها نمره ی عالی بکیرد.تمام مسافت مدرسه تا خانه را بی وقفه دوید.پشت در ایستاد.صدای فریاد صاحبخانه را می شنید که پول طلب می کرد گوشش را به در چسباند.در میان فریاد های مرد صاحبخانه صدای التماس های مادرش را می توانست به خوبی بشنود .به دیوار تکیه داد چشمانش را بر هم نهاد وگفت:"از همین امروز می روم سر کار". کار نامه را توی دستش مچاله کرد و با قدمهای سنگین و شانه خمیدهاز کوچه خارج شد.... may go0d old santa
نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 9:24 توسط
یه دل کوچولو|-=-|
|
Home My Firends اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 |